در سال‌های اخیر، فناوری فوتونیک سیلیکونی به عنوان یکی از مهم‌ترین دستاوردهای حوزه‌ی اپتیک یکپارچه، توجه بسیاری از پژوهشگران و صنایع را به خود جلب کرده است. این فناوری با بهره‌گیری از زیرساخت‌های成熟 ساخت نیمه‌رساناها، امکان ساخت قطعات نوری مانند موج‌برها، تقسیم‌کننده‌های توان، تشدیدگرهای حلقه‌ای و آرایه‌های فازی نوری را بر روی تراشه‌های سیلیکونی فراهم می‌آورد. با این حال، یکی از موانع اساسی در مسیر تولید انبوه و تجاری‌سازی این قطعات، پدیده‌ی «تغییرات فرایندی» است. این تغییرات که در حین مراحل ساخت مانند لایه‌نشانی، حک‌اکی و فوتولیتوگرافی رخ می‌دهند، باعث ایجاد ناهمگونی‌هایی در ابعاد هندسی و خواص اپتیکی قطعات شده و عملکرد مدارهای نوری را به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار می‌دهند. برای غلبه بر این چالش، نیاز به ابزارهایی داریم که بتوانند هم تأثیر این تغییرات را پیش‌بینی کنند و هم اطلاعات مربوط به آنها را از روی داده‌های اندازه‌گیری استخراج نمایند.

پایان‌نامه‌ی پیش‌رو به دنبال ارائه‌ی راهکارهایی نوین برای تحلیل این تغییرات فرایندی است و در دو محور اصلی، یعنی «روش‌های الحاقی» و «مدل‌سازی معکوس»، به بررسی این مسئله پرداخته است. در نیمه‌ی نخست، تمرکز بر روش‌های الحاقی است که ابزاری کارآمد برای محاسبه‌ی حساسیت عملکرد قطعه نسبت به تغییرات پارامترهای هندسی محسوب می‌شوند. این روش‌ها که ریشه در نظریه‌ی الکترومغناطیس دارند، با بهره‌گیری از اصل «برابر بودن ضرایب انتقال در دو جهت مخالف»، امکان محاسبه‌ی تأثیر یک اغتشاش کوچک در ساختار را با تنها دو بار حل معادلات ماکسول فراهم می‌کنند. این ویژگی، روش‌های الحاقی را به ویژه برای تحلیل پدیده‌هایی مانند زبری لبه‌ها که دارای تعداد بسیار زیادی پارامتر ورودی هستند، به ابزاری بی‌نظیر تبدیل می‌کند؛ زیرا در روش‌های سنتی مانند تفاضل محدود، برای هر پارامتر به یک شبیه‌سازی مجزا نیاز است که از نظر محاسباتی بسیار گران تمام می‌شود.

با این وجود، روش‌های الحاقی ذاتاً خطی هستند و تنها تأثیر مرتبه‌ی اول تغییرات را محاسبه می‌کنند. به عبارت دیگر، این روش‌ها فرض می‌کنند که تغییرات آنقدر کوچک هستند که می‌توان از جملات مرتبه‌ی بالاتر صرف‌نظر کرد. این محدودیت در مواردی که دامنه‌ی تغییرات بزرگ است، مانند زبری لبه‌های با دامنه‌ی بالا، منجر به خطاهای قابل توجهی می‌شود. پژوهشگران در این پایان‌نامه با ارائه‌ی تکنیک‌های نوینی مانند نمونه‌برداری مکانی و درون‌یابی فرکانسی، گام‌های مؤثری در جهت افزایش کارایی و دقت این روش برداشته‌اند. تکنیک نمونه‌برداری مکانی با کاهش تعداد نقاط برداشت میدان الکتریکی در راستای عمود بر صفحه‌ی مدار، تا ۹۰ درصد از هزینه‌ی ذخیره‌سازی اطلاعات را کاهش می‌دهد و امکان تحلیل وابسته به طول‌موج را با صرفه‌جویی چشمگیر در حافظه فراهم می‌کند. همچنین، روش درون‌یابی فرکانسی با بهره‌گیری از تخمین تأخیر گروهی، امکان بازسازی پاسخ فرکانسی با دقت بالا را از تعداد کمی نقطه‌ی فرکانسی فراهم می‌آورد.

علاوه بر این، یکی از دستاوردهای مهم این بخش، ارائه‌ی یک مدل مولد کاهش‌یافته برای شبیه‌سازی اثر زبری لبه بر روی پارامترهای پراکندگی است. در این مدل، با استفاده از فرضیاتی مانند استقلال دیواره‌ها و تقریب دیواره‌ی صاف، فرآیند تولید زبری دو بعدی به یک فرآیند یک‌بعدی در امتداد مرز قطعه تبدیل شده است. سپس با به‌کارگیری روش تجزیه به مؤلفه‌های اصلی، ابعاد مدل به شدت کاهش یافته و یک مدل مولد با تعداد بسیار کمی متغیر تصادفی ارائه شده است که می‌تواند در شبیه‌سازی‌های مدار نوری مورد استفاده قرار گیرد. این مدل به طراحان کمک می‌کند تا بدون نیاز به اجرای شبیه‌سازی‌های گران‌قیمت الکترومغناطیسی برای هر نمونه‌ی تصادفی، تأثیر زبری لبه را بر روی عملکرد مدار به سرعت ارزیابی کنند. اعتبارسنجی انجام‌شده نشان می‌دهد که این مدل با وجود ساده‌سازی‌ها، روندهای کلی و ویژگی‌های مهم اثر زبری لبه را با دقت قابل قبولی بازتولید می‌کند.

نیمه‌ی دوم پایان‌نامه به حوزه‌ی «مدل‌سازی معکوس» اختصاص دارد که هدف آن استخراج اطلاعات مربوط به تغییرات فرایندی از روی داده‌های اندازه‌گیری است. این بخش با این چالش اساسی مواجه است که تغییرات فرایندی به طور مستقیم قابل مشاهده نیستند و باید از روی تأثیر آنها بر روی پاسخ نوری قطعات استنتاج شوند. روش‌های متداول در این زمینه معمولاً به طراحی ساختارهای آزمایشی خاص و تکراری نیاز دارند که می‌توانند زمان‌بر و پرهزینه باشند. اما در این پژوهش، رویکردی نوین ارائه شده است که از داده‌های معمول مشخصه‌یابی قطعات، مانند پاسخ طیفی تشدیدگرهای حلقه‌ای، برای این منظور استفاده می‌کند. در این روش، ابتدا پارامترهای فیزیکی مانند ضریب شکست مؤثر و ضریب جفت‌شدگی از روی قله‌های تشدید استخراج می‌شوند. سپس با یک مدل بیزی و به کمک الگوریتم «بیشینه‌سازی امید»، تأثیر نویز اندازه‌گیری بر روی تخمین‌ها کاهش داده شده و توزیع مکانی تغییرات ضخامت، پهنا و عمق حک‌اکی با دقت خوبی بازسازی می‌گردد.

دومین مطالعه‌ی موردی در بخش مدل‌سازی معکوس، به بررسی اثر تغییرات فرایندی بر روی آرایه‌های فازی نوری یکپارچه اختصاص دارد. این قطعات که از هزاران عنصر تابشی تشکیل شده‌اند و برای کاربردهایی مانند سنجش از دور و ارتباطات فضای آزاد استفاده می‌شوند، به شدت در برابر تغییرات فرایندی آسیب‌پذیر هستند. در این پژوهش، سه نوع تغییرات اصلی شامل تغییرات مکانی درون‌ویفر، ناهمگونی ناشی از چگالی الگوی佈ا، و زبری لبه‌ها، مورد بررسی دقیق قرار گرفته‌اند. شبیه‌سازی‌ها نشان می‌دهند که هر یک از این تغییرات از طریق مکانیسم خاصی، سطح لوب‌های جانبی را افزایش می‌دهند: تغییرات مکانی عمدتاً از طریق ایجاد اغتشاش فاز در درخت تقسیم‌کننده، ناهمگونی چگالی الگو از طریق تغییر فاز در آنتن‌ها، و زبری لبه از طریق ایجاد نامتعادلی دامنه در تقسیم‌کننده‌های لایه‌های میانی.

چالش اصلی در این بخش، غیرخطی بودن مسئله و وجود پاسخ‌های متعدد برای یک الگوی پرتوی واحد است. به عبارت دیگر، ممکن است آرایه‌های با دامنه‌های مؤثر مختلف، الگوی پرتوی یکسانی تولید کنند. برای غلبه بر این ابهام، الگوریتم‌های بهینه‌سازی پیشرفته‌ای با قابلیت منظم‌سازی توسعه داده شده است. این الگوریتم‌ها با استفاده از تبدیل فوریه سریع و تبدیل «چرپ-زد»، دامنه‌ی مؤثر یک‌بعدی آرایه را با دقت بالا از روی داده‌های اندازه‌گیری بازسازی می‌کنند. سپس با تجزیه این دامنه به مؤلفه‌های متقارن و پادمتقارن، سهم هر یک از انواع تغییرات از یکدیگر تفکیک شده و پارامترهای مربوط به آنها استخراج می‌شود. نتایج استخراج‌شده از داده‌های تجربی، تطابق خوبی با پیش‌بینی‌های تئوری نشان می‌دهد و برای اولین بار، تخمین‌های کمی از پارامترهای تغییرات فرایندی در یک مدار فوتونیکی پیچیده و بزرگ‌مقیاس ارائه می‌کند.

یافته‌های این پژوهش حاکی از آن است که ترکیب روش‌های عددی کارآمد و مدل‌های آماری هوشمند می‌تواند مسیر جدیدی را در تحلیل تغییرات فرایندی بگشاید. رویکردهای ارائه‌شده در این پایان‌نامه نه‌تنها از نظر محاسباتی بهینه هستند و هزینه‌های زمانی و ذخیره‌سازی را به شدت کاهش می‌دهند، بلکه امکان استفاده از داده‌های اندازه‌گیری متداول را برای استخراج اطلاعات فرایندی فراهم می‌کنند. این امر به ویژه برای صنعت فوتونیک که با چالش‌های تولید انبوه روبرو است، از اهمیت بالایی برخوردار است. با استفاده از این ابزارها، طراحان می‌توانند بدون نیاز به ساختارهای آزمایشی پرهزینه و زمان‌بر، به اطلاعات ارزشمندی درباره‌ی فرایند ساخت دست یابند و طراحی‌های خود را برای دستیابی به عملکرد بالا و بازده تولید مطلوب بهینه‌سازی کنند.

در مجموع، این پایان‌نامه با ارائه‌ی روش‌های الحاقی و مدل‌سازی معکوس، گام‌های مؤثری در جهت تسریع تحلیل تغییرات فرایندی در فوتونیک سیلیکونی برداشته است. دستاوردهای این پژوهش را می‌توان در سه حوزه‌ی کلی طبقه‌بندی کرد: نخست، توسعه‌ی ابزارهای تحلیلی کارآمد برای پیش‌بینی تأثیر تغییرات بر روی عملکرد قطعات؛ دوم، ارائه‌ی الگوریتم‌های استخراج اطلاعات فرایندی از داده‌های اندازه‌گیری؛ و سوم، نشان دادن قابلیت این روش‌ها در تحلیل مدارهای پیچیده و بزرگ‌مقیاس. این یافته‌ها می‌توانند به عنوان پایه‌ای محکم برای تحقیقات آینده در زمینه‌ی طراحی مقاوم در برابر تغییرات فرایندی، بهینه‌سازی فرایند ساخت، و در نهایت، تولید انبوه مدارهای نوری یکپارچه با عملکرد بالا و هزینه‌ی مناسب، مورد استفاده قرار گیرند. پیشرفت در این مسیر، افق‌های جدیدی را برای کاربردهای گسترده‌تر فوتونیک سیلیکونی در حوزه‌های ارتباطات، سنجش، محاسبات و پزشکی خواهد گشود.

سرفصل شماره صفحه
چکیده ۳
تقدیر و تشکر ۵
فصل ۱: مقدمه ۲۱
فصل ۲: پیش‌زمینه فنی ۲۳
۲-۱ قطعات و مدارهای فوتونیکی ۲۳
۲-۲ تغییرات فرایندی در فوتونیک سیلیکونی ۲۶
۲-۳ مدل‌های فشرده و پارامترهای S ۲۸
۲-۴ روش‌های الحاقی (Adjoint) ۳۰
۲-۵ مدل‌سازی معکوس ۳۱
بخش اول: روش‌های الحاقی در مدل‌سازی تغییرات فرایندی ۳۳
فصل ۳: تحلیل حساسیت وابسته به طول‌موج مبتنی بر روش الحاقی برای قطعات فوتونیکی ۳۵
۳-۱ روش الحاقی برای پارامترهای S ۳۶
۳-۲ امکان‌پذیرسازی تحلیل وابسته به فرکانس ۳۸
۳-۳ اعتبارسنجی روی زبری لبه (LER) ۴۴
فصل ۴: مدل مولد مبتنی بر روش الحاقی برای زبری لبه ۵۵
۴-۱ مدل‌سازی زبری لبه ۵۷
۴-۲ مدل مولد الحاقی ۶۰
۴-۳ اعتبارسنجی ۶۵
۴-۴ جمع‌بندی ۷۱
بخش دوم: مدل‌سازی معکوس تغییرات فرایندی از روی اندازه‌گیری‌ها ۷۳
فصل ۵: استنتاج بیزی از داده‌های مشخصه‌یابی ۷۵
۵-۱ اندازه‌گیری‌های مشخصه‌یابی و استخراج داده ۷۶
۵-۲ مدل‌سازی و تخمین خطای استخراج ۸۴
۵-۳ استنتاج بیزی ۸۷
۵-۴ جمع‌بندی ۹۵
فصل ۶: تغییرات فرایندی در آرایه‌های فازی نوری – تحلیل شبیه‌سازی ۹۷
۶-۱ روش تحلیل شبیه‌سازی ۹۷
۶-۲ اثر تغییرات سیستماتیک درون‌ویفر ۱۰۱
۶-۳ اثر ناهمگونی چگالی الگوی佈ا ۱۰۳
۶-۴ اثر زبری لبه ۱۰۶
۶-۵ اثر پارامترهای معماری ۱۱۰
فصل ۷: تغییرات فرایندی در آرایه‌های فازی نوری – اعتبارسنجی ۱۱۳
۷-۱ اعتبارسنجی از مدل سطح لوب جانبی ۱۱۳
۷-۲ مدل‌سازی معکوس از روی الگوی پرتو گسیل‌شده ۱۱۵
۷-۳ استخراج تغییرات فرایندی ۱۲۶
۷-۴ جمع‌بندی ۱۳۲
فصل ۸: جمع‌بندی و کارهای آینده ۱۳۳
۸-۱ دستاوردهای پایان‌نامه ۱۳۳
۸-۲ کارهای آینده ۱۳۴
پیوست الف: خودرمزگذار متغیری (Variational Autoencoder) ۱۴۳
پیوست ب: جداسازی ضرایب جفت‌شدگی و تلفات ۱۵۳
پیوست ج: توزیع گوسی گسسته ۱۵۹
مراجع ۱۳۷

🔮 رازهای پنهان در تغییرات ساخت: چگونه فوتونیک سیلیکونی از خطاهای ساخت، فرصت می‌سازد؟

تصور کنید هزاران موج‌بر نوری به اندازه‌ای باریک که یک‌هزارم تار موی انسان است، روی یک تراشه‌ی سیلیکونی حک شده‌اند. حالا تصور کنید که در حین ساخت، ضخامت این موج‌برها تنها چند نانومتر تغییر کند. این تغییرِ ناچیز، می‌تواند مسیر نور را به هم بریزد و عملکرد کل سیستم را مختل کند. این همان «کابوس تغییرات فرایندی» در صنعت فوتونیک است؛ اما آیا این تغییرات همیشه دشمن هستند؟ پژوهش‌های پیش‌رو نشان می‌دهد که با روش‌های هوشمندانه، نه‌تنها می‌توان این تغییرات را مدیریت کرد، بلکه از آنها برای درک بهتر فرایند ساخت و طراحی مقاوم‌تر استفاده نمود.

⚡️ روش الحاقی: میان‌بری به قلب حساسیت قطعات

در دنیای شبیه‌سازی‌های نوری، محاسبه‌ی تأثیر تغییرات بر روی عملکرد قطعه، معمولاً به هزاران بار اجرای شبیه‌سازی نیاز دارد. اما «روش الحاقی» این قاعده را می‌شکند! این روش با استفاده از یک ترفند ریاضی هوشمندانه، تنها با دو بار حل معادلات ماکسول، حساسیت قطعه را نسبت به همه‌ی تغییرات هندسی محاسبه می‌کند. نتیجه؟ کاهش ۹۰ درصدی زمان محاسبات و امکان تحلیل تغییرات پیچیده‌ای مانند زبری لبه‌ها که قبلاً غیرممکن بود.

«روش الحاقی، حساسیت را با تنها دو شبیه‌سازی محاسبه می‌کند؛ در حالی که روش‌های سنتی به تعداد پارامترها شبیه‌سازی نیاز دارند.» – برگرفته از بخش ۳-۱ پایان‌نامه

🧩 مدل‌سازی معکوس: رمزگشایی از داده‌های اندازه‌گیری

اگر تغییرات فرایندی قابل مشاهده نیستند، چگونه می‌توان از آنها مطلع شد؟ پاسخ در «مدل‌سازی معکوس» نهفته است. این روش مانند یک کارآگاه عمل می‌کند: با اندازه‌گیری پاسخ نوری یک قطعه (مثلاً الگوی پرتو خروجی)، به عقب برمی‌گردد و تغییرات ابعادی را که باعث ایجاد آن پاسخ شده‌اند، بازسازی می‌کند. در این پایان‌نامه، از داده‌های معمول مشخصه‌یابی تشدیدگرهای حلقه‌ای و آرایه‌های فازی نوری برای این کار استفاده شده است؛ یعنی بدون نیاز به ساخت ساختارهای آزمایشی اضافی.

🎯 آرایه‌های فازی نوری: میدان آزمایش تغییرات

آرایه‌های فازی نوری که برای هدایت پرتو نور در فضا استفاده می‌شوند، از هزاران عنصر تشکیل شده‌اند و به شدت در برابر تغییرات ساخت آسیب‌پذیرند. این پژوهش نشان می‌دهد که هر یک از سه نوع تغییرات اصلی (تغییرات مکانی، ناهمگونی چگالی الگو، و زبری لبه) اثر مشخصی بر روی الگوی پرتو دارند. برای مثال، تغییرات مکانی باعث افزایش نامتقارن لوب‌های جانبی می‌شوند، در حالی که زبری لبه این افزایش را به صورت تصادفی و متقارن ایجاد می‌کند. جالب‌تر اینکه، بیش از ۹۷٪ تأثیر زبری لبه تنها از دو لایه‌ی میانی درخت تقسیم‌کننده ناشی می‌شود!

💡 چرا این موضوع مهم است؟

روش‌های ارائه‌شده در این پژوهش، مسیر را برای طراحی مقاوم در برابر تغییرات هموار می‌کنند. به عبارت دیگر، با دانستن اینکه هر نوع تغییر چه اثری بر روی عملکرد دارد، طراحان می‌توانند قطعات را به گونه‌ای بهینه‌سازی کنند که کمترین حساسیت را به تغییرات ساخت داشته باشند. این یعنی بازده تولید بالاتر، هزینه‌ی کمتر، و در نهایت، ورود فناوری فوتونیک به بازارهای انبوه مانند ارتباطات نوری، سنجش از دور و حتی محاسبات کوانتومی.

در نهایت، این پژوهش نشان می‌دهد که تغییرات فرایندی، اگرچه یک چالش جدی هستند، اما با ابزارهای تحلیلی مناسب، می‌توانند به منبعی ارزشمند برای درک و بهبود فرایند ساخت تبدیل شوند. شاید بتوان گفت که در فوتونیک سیلیکونی، «هر خطایی، یک فرصت برای یادگیری است».

بسیار سریع و ساده می توانید اصل این پایان نامه را به صورت فایل PDF در اختیار داشته باشید.

پس از دریافت پایان‌نامه، کلیه اطلاعات کتاب‌شناختی موردنیاز برای استناد علمی، از جمله نام دانشگاه، عنوان پایان‌نامه، نام پژوهشگر، سال دفاع و سایر مشخصات مرتبط، جهت ارجاع‌دهی صحیح مطابق با استانداردهای رایج، در اختیار شما قرار خواهد گرفت.

بسیار سریع و ساده می توانید اصل این پایان نامه را به صورت فایل PDF در اختیار داشته باشید.

[/box]

پس از دریافت پایان‌نامه، کلیه اطلاعات کتاب‌شناختی موردنیاز برای استناد علمی، از جمله نام دانشگاه، عنوان پایان‌نامه، نام پژوهشگر، سال دفاع و سایر مشخصات مرتبط، جهت ارجاع‌دهی صحیح مطابق با استانداردهای رایج، در اختیار شما قرار خواهد گرفت.